شوالیه ای به دوستش گفت: بیا به کوهستانی برویم که خداوند در آنجا سکنی دارد. می خواهم ثابت کنم که خدا فقط بلد استاز ما چیزی بخواهد، در حالی که خودش به خاطر ما کاری نمی کند.

دیگری گفت: من هم می آیم تا ایمانم را نشان بدهم.

همان شب به قله کوه رسیدند... و از درون تاریکی آوایی را شنیدند: سنگ های روی زمین را بر پشت اسبانتان بگذارید.

شوالیه ی اول گفت: دیدی؟! بعد از این کوهنوردی، می خواهد بار سنگین تری را هم با خود ببریم. من که اطاعت نمی کنم.

اما شوالیه ی دوم به دستور عمل کرد. هنگام برگشت، سپیده دم بود، و نخستین پرتوهای آفتاب بر سنگ های شوالیه ی پارسا تابید: الماس ناب بودند.

استاد می گوید: تصمیم های خداوند اسرارآمیز، اما همواره به سود ماست.

 

+ نوشته شده در سه‌شنبه ٢٠ دی ،۱۳٩٠ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ توسط ستاره نظرات ()



کابوس میدیدم از خواب پریدم که به اغوش تو پناه ببرم 

 

افسوس............... 

یادم رفته بود که از نبودت به خواب پناه بردم 

+ نوشته شده در سه‌شنبه ٢٠ دی ،۱۳٩٠ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ توسط ستاره نظرات ()



یلدا، دختر سیاه موی بلند بالا، یادگار نام وطن، میوه پائیز ایران و عروس زمستان، در راه است. او را بر سفره مهر بنشانیم و با نسل فردا پیوندش دهیم. ایرانی بودن را فراموش نکنیم. یلدا مبارکباد

.

+ نوشته شده در چهارشنبه ۳٠ آذر ،۱۳٩٠ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ توسط ستاره نظرات ()



اگر در این هوای دود و دم

کبوتری کلاغ می‌شود،

زغال روسیاه را چه غم...؟


+ نوشته شده در پنجشنبه ٢٤ آذر ،۱۳٩٠ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ توسط ستاره نظرات ()



ماهی کنار  ِ تُنگ:

او بی‌قرار ِ آب،

من بی‌قرار  ِ تُنگ.


+ نوشته شده در پنجشنبه ٢٤ آذر ،۱۳٩٠ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ توسط ستاره نظرات ()



این قالب جدید اسمش سه گانیه

راهی که رفتیم

در روشناتاریک‌ ِ شهر ِ خیر و شر بود؛

از ایستادن تا خمیدن یک سفر بود.

این شعر هم از استاد علی رضا فولادی


+ نوشته شده در پنجشنبه ٢٤ آذر ،۱۳٩٠ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ توسط ستاره نظرات ()



دوستای گلم سلام دوباره اومدم. 20 روز از آخرین آپ میگذره مشکلات داریم دیگه چه میشه کرد راستی عزاداریاتونم قبول.

+ نوشته شده در چهارشنبه ٢۳ آذر ،۱۳٩٠ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ توسط ستاره نظرات ()



 
چقدر خوشبخته اونی که تورو داره

تو دوسش داری و دستاشو میگیری

میتونی تکیه گاهش باشی هر لحظه

با رویاهات داری دنیاشو میگیری

چقدر خوشبخته و اینو نمیدونه

که با تو زندگی کردن چقدر خوبه

تو اونجا شادی آرومی پر از عشقی

من اینجا تو دلم تردید و آشوبه

همه دنیای من مال تو بودن بود

حالا دیگه تورو داشتن یه رویائه

باید باور کنم سهم من این بوده

دلم بی تو چقدر خاموش و تنهائه

تو اونقدر خوبی که هر کی تورو داره

کنار تو براش دنیا بهشت میشه

همیشه توی این عشقای نافرجام

مقصر دست سرد سرنوشت میشه

تورو هرگز نداشتم اما میدونم

اونی که پیشته خوشبخت ترین میشه

براش با درد و غصه موندنم کم کم

با لبخند تو دیگه سخت ترین میشه

چقدر خوشبخته اونی که تورو داره

چقدر تلخه من اینجا بی تو آواره م

تو خوشبخت باش و من اینجا بدون تو

میشینم تا ابد روزامو میشمارم
این مطلب رو تو یه وب دیگه خوندم خوشمل بودش گفتم شمام یه فیضی برده باشید ذکر منبا کردم دزدی نباشه جون تو در آخرم تقدیمش میکنم به یه بی وفا

+ نوشته شده در چهارشنبه ٢ آذر ،۱۳٩٠ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ توسط ستاره نظرات ()





 فال حافظ - فروشگاه اینترنتی - قالب وبلاگ